نظر علي الطالقاني
143
كاشف الأسرار ( فارسى )
استعمال ، معنى اسميّت در اين الفاظ پيدا شده كه گويا اسم شدهاند از براى اين دو عالم ، مثل لفظ زمان و مكان و بهشت ، به طورى كه موصوف هيچ به نظر نيايد . دنيا و آخرت يعنى اين جهان و آن جهان ، و در آيات و اخبار بسيار هم بىموصوف ذكر شدهاند مثل وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ 8 و مثل خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ 9 و هكذا . و اما به حسب معنى ، بدان كه دنيا عبارت است از تمام عالم زمان و مكان ، خواهى بگو تمام عالم اجسام ، و يا بگو تمام آسمانها و زمين و عناصر ، و يا بگو تمام عالم مادّه ، و يا بگو تمام آنچه در حركت و گردش و تغيّر است ، و يا بگو تمام آنچه او را هلاك و موت و فناء و تغيّر صورتى ضرور است كما قال يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ 10 ، و يا بگو هر چه تضاد و تزاحم بردارد و در او تمانع راه دارد دنيا است ، و يا بگو هر چه نفع ابدى ندارد دنيا است ، و يا بگو هر چه از تو به خواب و مرگ جدا شد دنيا است ، و يا بگو هر چه منشأ الم و راحت و حزن و سرور و روح است از قبل بدن ، دنيا است ، و يا بگو هر چه محسوس و معلوم به اين حواس خمسهء ظاهره است دنيا است ، و هكذا از تعبيرات ديگر . و اين دنيا كه گفتيم نه تنها يك چيز يا ده چيز يا صد چيز است . و لكن آن دنيا كه حبّ او رأس هر گناه است او لذّات محسوسه و حيات و رياست است ، و يا بگو او چيزهائى است در خارج كه مبادى و اسباب آن سه چيز است ، و يا بگو كه دنيا همه اين سه غايات با مبادى و اسباب آنها است ، و لكن بهتر شايد همان اول باشد زيرا كه محبت مقدمات بالتبع و بالعرض است ، چنانچه گفتيم . و لكن چون غالب ملتفت غايات نيستند لهذا مورد امر و نهى و اطلاق دنيا غالبا در اخبار همان اعيان خارجيه شود مثل هل الدّنيا الّا طعام اكلته 11 الخ و مثل اخترت من دنياكم ثلثة الطّيب و النّساء . 12 اگر چه دنيا و اقبال و ادبار دنيا در نظر بسيارى همان مال است . به حضرت صادق ( ع ) كسى عرض كرد و اللّه انّا لنطلب الدّنيا و نحبّ ان نؤتوها فقال تحبّ تصنع ما ذا قال اعود بها على نفسى و عيالى و اصل بها و اتصدّق و احجّ و اعتمر فقال ( ع ) ليس هذا طلب الدّنيا هذا طلب الآخرة : 13 ما طالبيم دنيا را و دوست داريم كه او را به ما بدهند ، فرمود مىخواهى دنيا را چه كنى ، عرض كرد مىخواهم خودم و عيالم تعيّش كنيم و صله رحم بجا آورم و حج و عمره نمايم ، فرمود اين طلب دنيا نيست اين طلب آخرت است . و اينكه دنيا را همان مال دانند ، به لحاظى بد نفهميدهاند . زيرا كه به او توان به تمام آرزوها و لذّتهاى دنيا رسيد الّا ما شذّ و ندر . بارى از آنچه گفتيم به مقايسه و مقابله ،